عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
484
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و زنى بود آن زن موردخا نام [ 1 ] بود و زن از بنى اسرائيل بود . و هامان هميشه مر ملك بابل را تحريص [ 2 ] همىكرد تا بنى اسرائيل را رنج همى نمودى و مراد وزير آن بود كه موردخا [ 3 ] بفرمان او باشد . و موردخا اجابت نكرد . و هر روز ملك بابل را بر كشتن و رنج نمودن بنى اسرائيل حريصتر هميگردانيد ، تا قومى را ايشان بياوردند كه بكشتند به تهمتى كه ايشان را كردند . پس موردخا نام خويش و رغبت هامان به دو ، پيش ملك بگفت . و هامان را حاضر كرد ، و از وى پرسيد ، او منكر شد . فرمود تا قرعه زدند بر هامان آمد . و چند تن كه خبر داشتند بر صحت آن گواهى دادند . چنان كه ملك را معلوم گشت . پس بفرمود : تا هامان را ببستند ، و او را به آب و آتش و بسرما و بگرما [ 4 ] عقوبتها كردند ، پس بردار كردندش و بكشتندش . و تا بدين غايت رسم مانده است كه اندرين روز تماثيلها كنند بنام هامان . و او را بسوزند ، و اين روز را هامان نيزكوب [ 5 ] گويند . كب و كج : اين دو روز را شرح نيافتم اندر كتب . كد : [ 6 ] روزهء مرگ پسران هارون : يكى از ايشاب ماداب [ 7 ] نام بود ، و ديگرى ابيهوا ، [ 8 ] هر دو تن پيشروان كاهنان بنى اسرائيل بودند ، و اندر بيابان طور سينا بسوختند .
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : موريدخا ؟ كه در سطور بعد مورد حا - موردخا هم آمده . در آثار الباقيه 280 مرتخا نام مرد اسرائيلى برادر استير ( استر ) زن ملك بابلست ، كه سبب قتل هامان گرديد . ولى در متن گرديزى نام ملكه شمرده شده ؟ چون از بين املاهاى مختلف اين نام موريدخا - موردحا - مورخا شكل آخرين به متن آثار نزديكست آن را در متن نوشتم . قانون از ذكر اين داستان خاموش است . [ ( 2 - ) ] تحريص : آزمند و راغب ساختن ديگرى را بكارى . [ ( 3 - ) ] هر دو : موردحا ؟ [ ( 4 - ) ] ب : و گرما . [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو . آثار : و يسمى ايضا هامان سور . [ ( 6 - ) ] هر دو : ندارند . [ ( 7 - ) ] كذا در هر دو . قانون : ناذق ؟ آثار : ناداب . [ ( 8 - ) ] هر دو نقطه ندارد . آثار : ابيهوا ( ابهوا ) . نانون : اقيهوا ؟